سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

عکسای جامانده از دوربین

سلام پسر گلم، عکسایی رو میخوام تو این پست بزارم که بعد از گذشت تقریباً یک ماه که مرتب فراموش میکردم بزارمشون تو وبلاگت، الان فرصت رو غنیمت میشمارم و میزارم: آخرین قوطی شیر خشک استفاده شده ی شماست که 18 تیر 92 تموم شد . از اون به بعد شیر پاستوریزه نوش جا میکمنی عزیزم: اینم عکسهای تولد پسر داییت ، محمدسجاد (که بهش میگی داداشی)، عزیز عمه: تاریخ تولد 89/05/21       مادرجون در حال اسپند دود دادن واسه چشم نخوردن نوه گولیاش..... سپهر عاششششششششششششق دود دادن اسپنده. فقط کافیه اسپند یا جااسپندی رو ببینه، میگه: اَلاااااا مُحَمََََََََََ این از این ...... فعلاً بای بای ...
23 شهريور 1392

هوا بس ناجوانمردانه گررررررم است

این روزهای سپهر و جدال با گرما: عشقت آب بازیه ((به قول خودت آپیش ))، حالا به هر بهونه و ترفندی که شده. امکان نداره دستشویی نری و لباسهای خیست عوض نشه.   اینجا،سپهر، بالکن خونه جدید آقاجون: قربون خنده های قشنگت بشم. اینجا،سپهر،بالکن خونه ی خودمون: ...
23 شهريور 1392

اندر شیرین زبونی های گل پسر

سلام قشنگ مامان، از خدا میخوام همیشه سلامت باشی و خودش یاورت باشه توی هر کار خیری که انجام میدی. این روزها خیلی شیطون تر از قبل به دنبال شیطنت هستی و من، یه مامان خسته و پا به سن گذاشته، گاهی از پا به پا اومدن با تو، خسته و درمونده میشم و خجالت زده، که ای کاش یه کم سنم کمتر بود و خیلی بیشتر از این از شیطنت هات لذت می بردم. از خدای خوبم ممنون که بهم اجازه داد تا الان که حدود 8 روز مونده تا عید، رو در کنار تو و بابایی مهربون باشم و از بودن در کنار شما لذت ببرم. - این روزها که روی زبونت مدام کلمه " ماما،ماما " هستش و به کل کلمه ی " بابا " رو فراموش کردی.بابایی کلی ناراحته و میگه آرزو به دلم مونده به جای گفتن ماما، بهم بگه با...
19 شهريور 1392

فرهنگ لغت سپهر

واس که عاشق حرف زدنتم. دست مادرجون و خاله ریحانه درد نکنه که نمی دونم چطوری باید محبتهاشون رو جبران کنم. این چند وقته هم آقاجون بهشون اضاف شد. آخه آقاجون بازنشسته شده و از خداخواسته به بازی با سپهر مشغوله و هروقت اسم مهدکودک رو میارم کلی دعوام میکنه. یواشکی گفنت: سرخوش از اینکه به سپهر خوش میگذره که هیچی محرم تر و مسئولیت پذیر تر از آقاجون و مادرجون سپهر نیست. اینم دیکشنری سپهر: سپهر  = معنی مامان= مامان بابا= بابا هاپ= سگ پیشی= گربه موشت= موش دست= دست ماست= ماست    (ت) های آخر کلمه رو خیلی با تحکم میگه مووووووو = بسته به موقعیت مرغ، موی سر، گاو عمووووو= عمو مححححح...
19 شهريور 1392

کارگاه مادر و کودک خلاق-جلسه اول

سلااااااااااااااااااااااااااااام عذر بابت تأخیر. ولی با کلی خبر اومدم. اول از آخر شروع میکنم. هفته ی گذشته5 یا 6 شهریور (دقیقاً خاطرم نیست.دوست جونیا کمکککککککککککک) یه کارگاه خیلی خیلی خیلی عالی به همت مامان روانشناس برگزار شد. خیلی خوب بود.من که خیلی بهش احتیاج داشتم چه برسه به بچه هامون که توی این شرجی و هوای وحشتناکی که داریم، هیچ جایی نمیتونن برن و باید توی 4دیواری آپارتمان محبوس باشن. من که کلی هنرم شکوفا شد. کارگاه به روایت تصویر: *** هنرمندی خلاقانه مریم جون، مامان پریسا: *** هنر خلاقانه من (ولی هیچکی تحویلم نگر...
13 شهريور 1392

عکسهای گل پسر از مسافرت به اصفهان-خرداد 92

تشریف بیارین ادامه مطلب میسی   سپهر (اصفهان-کچوییه-باغبهادران) **** سپهر عاشق ماشینهای بزرگه. اینجا هم ول کن نبود *** سپهر و باباش در حال خوردن و چیدن توت و آلبالو در روستای اجدادی بابایی: *** سپهر خونخوار.................... ببخشید سپهر آلبالوخوار *** سپهر توی بازار میدون امام اصفهان، اون بالایی هم آیسانه ها،ببینید چطور محو داییش (بابایی) شده! **** سپهر در باغ بسیار زیبای برندگان اصفهان   عاشق هردوتونم به خدا   ...
2 مرداد 1392

دو هفته ای نیستیم

سلام، بازم اومدم با یه شرمندگی بابت ننوشتن خاطرات پسرم. از ماه مبارک رمضان که تایم کاریمون کم شده، برعکسش کارهام خیلی زیاد شدن. و اصلاً فرصت نداشتم که بام توی دفتر خاطرات مجازیت و شیرین کاریهات رو واست ثبت کنم. ولی به جاش کارهای تولدت رو انجام دادم و سفارش طراحی دادم و الان باید فقط برم واسه چاپشون. خیلی بامزه شدن. راستی از امروز تا آخر ماه رمضون اداره تعطیله و منم به اینترنت دسترسی ندارم. ولی بهت قول میدم در اسرع وقت یه خط اینترنت درخواست بدم که خیلی راحت تر بدونم خاطراتت رو بنویسم و بزارم اینجا. این از این . تا پست بعدی
2 مرداد 1392